گياه شناسی

متابوليتهاي ثانويه در گياهان( Secondary Metabolites in Plants)

متابوليت هاي ثانويه گياهي، تركيباتي آلي هستند كه مستقيما در رشد، نمو يا توليد مثل گياه دخيل نيستند. اين تركيبات داراي ساختار شيميايي پيچيده تري نسبت به متابوليت هاي اوليه(مثل اسيدهاي امينه) كه براي بقاء زندگي سلولها ضروري اند مي باشند. آلكالوئيد ها(مورفين، كدئين، آتروپين)، ترپنوئيدها، فلاوونوئيدها، رنگيزه هاو تانن هااز جمله مهم ترين اين تركيبات هستند. سلولهاي گياهي مقادير متنوعي از اين فرآورده ها را توليد مي كنند. بسياري از اين تركيبات سمي هستند و اغلب در وزيكولهاي خاص يا واكوئول ها ذخيره مي شوند. اين نوع ذخيره سازي از يك طرف نوعي سميت زدايي براي گياه است واز طرف ديگر نوعي مخزن ذخيره براي موادي نظير مولكولهاي غني از نيتروژن است. اگر چه متابوليت هاي ثانويه گياهي بسيار رايج هستند، اما هر گياهي قادر به توليد هر نوع تركيب ثانويه اي نيست و برخي تركيبات نيز تنها منحصر و محدود به گونه خاصي هستند. اهميت متابوليت هاي ثانويه براي گياهان از ماهيتي اكولوژيك برخوردار است واين تركيبات نيز داراي كاركردهاي متنوعي اند كه از آن جمله مي توان به عملكرد دفاعي در برابر صيادان، انگلها و عوامل بيماريزا، فيتو الكسين ها(سموم گياهي) در هنگام ابتلاء به قارچ جهت جلوگيري از گسترش ميسليوم قارچ در گياه، رقابت هاي بين گونه اي ، يا تسهيل فرآيندهاي توليد مثلي (مثل توليد بوهاي جاذب و يا مواد رنگي) ويا ايجاد ارتباط با گرده افشانها اشاره كرد. برخي از تركيبات ثانويه در گياهان داراي عملكردsignalling هستند كه در اين ميان هورمونهاي گياهي جايگاه ويژه اي دارند.

برخي منابع

  http://www.usask.ca/agriculture/plantsci/classes/plsc416/projects_2002/gibson/secondary_metabolism.html

http://www.biologie.uni-hamburg.de/b-online/e20/20.htm

http://en.wikipedia.org/wiki/Secondary_metabolite

http://www.answers.com/topic/secondary-metabolite?cat=technology

 

+ مهناز وفادار ; ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٥ تیر ،۱۳۸٦
comment نظرات ()

فيتوشيمي (Phytochemistry )

فيتوشيمي دانش بررسي و مطالعه تركيبات شيميايي گياهي است. به بيان ديگرمي توان گفت شاخه اي از علم شيمي است كه موضوع آن، مطالعه تركيبات شيميايي گياهان است. از جمله اين تركيبات، متابوليت هاي ثانويه گياهي است. در مفهومي اختصاصي تر، فيتوشيمي با شيمي گياهان دارويي مرتبط است و در طول قرون متمادي بسياري از تركيبات گياهي نقشي اساسي درصنايع داروسازي داشته اند. تكنيك هاي رايج دراين علم عبارتند از: استخراج و جدا سازي، تغليظ، آناليز و تكنيك هاي كروماتوگرافي و الكتروفورزكه در نهايت شناخت فرمولهاي دقيق ساختاري و مسيرهاي بيوسنتزي را امكان پذير مي سازد. شواهد فيتوشيميايي از جمله شواهد و صفات مورد استفاده در طبقه بندي هاي فيلوژنتيكي هستند، به گونه اي كه در گونه هاي داراي قرابت و خويشاوندي با يكديگر، تركيبات مشابهي يافت مي شود اما هميشه نيز اين گونه نيست.

 

+ مهناز وفادار ; ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٥ تیر ،۱۳۸٦
comment نظرات ()

آرامشي كه ...

دوستان عزيز اگه بخوايد به يه كسي كه تو شرايط استرسي و فشار كاريه شديده و نميدونه كه چجوري روزش شب مي شه و شبش روز و حسابي بهم ريخته و قاطي كرده و شايد دلش بخواد كه پناه به جاي آرومي ببره و ساعتها گريه كنه و....

 واگه اون آدم هم من باشم كه با اين اوضاع نه مادر خوبي براي فرزندم هستم، نه همراه خوبي براي همسرم، نه دانشجوي قابل قبولي براي استادم، نه استاد خوبي براي دانشجوهام، نه فرزند دلسوزي براي خانواده ام و نه.... جمله ارامش بخشي بگيد چي ميگيد؟

 

+ مهناز وفادار ; ۳:۱٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٧ خرداد ،۱۳۸٦
comment نظرات ()

جنگلهاي باراني حاره اي (Tropical Rainforests)

بيوم جنگلهاي باراني حاره اي (وبه عبارتي استوايي)  يكي از پيچيده ترين بيومها، هم از نظر ساختار و هم از نظر تنوع گونه اي بر روي كره زمين است. اين بيوم بين عرضهاي جغرافيايي 10 درجه شمالي و 10 درجه جنوبي قرار دارد. جنگلهاي باراني حاره اي، حدود 7-6 درصد مساحت زمين را اشغال مي كنند، اما داراي بيش از نيمي از گياهان و جانوران جهان مي باشند و 40 درصد اكسيژن زمين را توليد مي كنند. اين جنگلها در منطقه حاره اي واقعند: جايي كه تابش آفتاب به صورت 90 درجه است، 12 ساعت تابش شديد آفتاب كه منجر به ايجاد انرژي فوق العاده اي جهت نيرو بخشيدن به جنگلهاي انبوه براي پيشبرد اعمال فيزيولوژيكي گياهان مي شود. به خاطر همين انرژي بي نظير اين جنگلها معمولا گرم هستند و رطوبت متوسط بين 88-77 درصد است. دما در يك جنگل باراني حاره اي به ندرت از 34 درجه فراتر رفته يا پايين تر از 20 درجه مي شود. در اين بيوم، زمستاني وجود ندارد، فصل رويش در تمام مدت سال جاري است و هر گونه ، موسم گلدهي و ميوه دهي خاص خود را دارد. ويژگي بسيار بارز ديگر اين بيوم، وجود بارشهاي فراوان (بيش از 2000 ميلي متر) است كه اين بارش فراوان در طول ساليان دراز بر روي خاك تاثير نامطلوب مي گذارد: به گونه اي كه عليرغم پوشش گياهي انبوه و بالنتيجه غناي خاك، به واقع، خاك از نظر مواد غذايي فقير است .

سه فرماسيون مهم از جنگلهاي باراني حاره اي وجود دارند:

1.Neotropical

2.African

3.Indo-Malaysian

تركيب گونه اي و حتي جنسها و خانواده ها در هر كدام از اين فرماسيون ها متفاوت است و از نظر تنوع گونه اي، اولين فرماسيون داراي بيشترين تنوع بوده وبعد از آن فرماسين هاي سوم و دوم در مقام هاي بعدي قرار دارند. 

يكي از ويژگي هاي مهم جنگلهاي حاره اي، ساختار رويشي منحصر به فرد اين جنگل هاست كه به صورت اشكوب هايي چند لايه خود را نشان مي دهد.

 

لايه بندي رويشي در جنگلهاي باراني

Emergent Layer :  در اين لايه كه مرتفع ترين لايه رويشي (55-44 متر) است، درختان داراي تاجي چتري شكل هستند و با فاصله از يكديگر قرار دارند. اين لايه در بالاي تاج پوشش عمومي جنگل قرار دارد. درختان اين لايه داراي برگهاي كوچكند.

 : Upper Canopy اين لايه، يك لايه متراكم درختي از انشعابات و برگهاست. درختان داراي فواصل كمي از يكديگر مي باشند. ارتفاع درختان 40-30 متر است. ميزان دسترسي به نور در اين لايه بسيار زياد است اما خود اين لايه، به ميزان زيادي از نفوذ نور به بخشهاي پايين تر جلوگيري مي كند. درختان داراي برگهاي كوچك و چرمي اند تا مانع از دست دادن زياد آب در مقابل تابش شديد خورشيد شود.  

Lower Canopy :  اين لايه درختي نيز لايه اي فشرده و متراكم است، اما درختان آن داراي ارتفاع كمتري نسبت به لايه قبل هستند. درختان داراي برگهاي بزرگتري هستند.

Shrub Layer : لايه درختچه اي است. در اين لايه جابجايي هوا بسيار كم صورت پذيرفته، رطوبت به صورت پايداري بالاست. هم چنين، حدود 3 درصد نوري كه به طبقه فوقاني جنگل مي رسد به اين لايه نفوذ مي كند.

Forest Floor or Ground Layer : طبقه كف جنگل كاملا سايه دار است مگر در مواردي كه در تاج پوشش فوقاني شكافي ايجاد شود. به دليل نفوذ بسيار اندك نور به اين قسمت، گياهان و بوته هاي كمي قادر به رشد در اينجا مي باشند. برگهاي گياهان بسيار بزرگند. در اين لايه، بقاياي گياهي و جانوري به سرعت توسط تجزيه كنندگان تحت شرايط گرما و رطوبت تجزيه مي شوند. قارچها يكي از عناصر مهم در طبقه كف جنگل مي باشند.

برخي منابع

 

http://rainforests.mongabay.com/amazon/rainforest_ecology.html.

http://expert-eyes.org/green.html.

http://www.blueplanetbiomes.org/rainforest.htm.

http://www.runet.edu/.~swoodwar/CLASSES/GEOG235/biomes/rainforest/rainfrst.html

http://curriculm.calstatela.edu.

http://en.wikipedia.org/wiki/Rainforest.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ مهناز وفادار ; ۱:٢٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٠ خرداد ،۱۳۸٦
comment نظرات ()

Wetland

 

Wetland اكوسيستمي متغير و در نوسان است كه اغلب در منطقه حد واسط و در وجه تقابل دو نوع زيستگاه آبي و خشكي تشكيل مي شود و معمولا داراي عناصر هر دو نوع اكوسيستم است. به عبارت ديگر، منطقه گذار بين اكوسيستم آبي و خشكي است، جايي كه زمين به صورت موقت و دوره اي يا به صورت دائمي با آب پوشيده شده است ، به گونه اي كه بيشتر اين اكوسيتمها داراي سطوح متغيري از آب در طول يك فصل ويا حتي در طول سال هستند. به عنوان مثال در طول تابستان بسيار خشك اند اما در زمستان بسيارپرآبند. بسياري از اين اكوسيستمها در مناطقي موجودند كه محل تجمع آبهاي سطحي است يا جايي است كه آبهاي زير زميني به سطح زمين راه مي يابد. اكوسيستمهاي  Wetlandاغلب از نظر تنوع زيستي، اندميسم وتوليد بسيار غني هستندوپذيراي جمعيت وسيعي از پرندگان، پستانداران، دوزيستان، ماهيها و بي مهرگان وبه ويژه گياهان مي باشند. اين اكوسيستمها از نظرنحوه تشكيل، موقعيت جغرافيايي، اقليم، هيدرولوژي، خاك و اجتماعات گياهي متفاوتند. در ميان فاكتورهاي ذكر شده مهم ترين فاكتور تاثير گذار بر روي اكوسيتم، هيدرولوژي است، به گونه اي كه كميت آب، دوره جريان آب و مدت زمان آبداري قويا بر روي عوامل زيستي و غير زيستي در درون اين اكوسيستم تاثير مي گذارد. از عوامل غير زيستي مي توان به بافت خاك و كيفيت آب اشاره كرد و از عوامل زيستي مي توان انواع گونه هاي گياهي و جانوري را نام برد. گياهاني كه در چنين اكوسيتمهايي رشد مي كنند به گياهان هيدروفيت موسوم هستند، گياهاني كه با شرايط اكولوژيكي ويژه اي سازش يافته اند كه نمونه آن بستر خاكي معدني يا آلي نرم غرقاب است كه عموما به ميزان بسيار ضعيفي زهكشي شده است. يكي ازاين گياهان مهم برنج(Oryza) است.

 در مورد تقسيم بندي Wetland  در پست ديگري خواهم نوشت. خاطر نشان مي كنم كه دو تن از دانشجويان دوره دكتري سيستماتيك گياهي در دانشگاه تهران (آقايان اصغر كامراني و عليرضا نقي نژاد) در تزهاي دكتراي خود به بررسيهاي اكولوژيكي و جامعه شناسي اكوسيستمهاي Wetlandدر البرز مي پردازند.

برخي از منابع:

http://en.wikipedia.org/wiki/Wetland.

http://www.tpwd.state.tx.us/landwater/water/habitats/wetland/ecology/

 http://camel2.conncoll.edu/ccrec/greennet/arbo/publications/34/CHP3A.HTM

http://www.answers.com/topic/wetland

+ مهناز وفادار ; ٥:٠٩ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٤ اردیبهشت ،۱۳۸٦
comment نظرات ()

معرفي دو كتاب ارزشمند در جغرافياي گياهي(Phytogeography or Geobotany)

On the Geobotanical Structure of Iran (Michael Zohary, 1963).

       درباره ساختار ژئوبوتانيكي ايران

Geobotanical Foundations of the Middle East (Michael Zohary, 1963).

       شالوده هاي ژئوبوتانيكي خاورميانه

كتابهاي ژئوبوتانيكي فوق را هنريك مجنونيان و دكتر باريس مجنونيان ترجمه كرده اند و انتشارات دايره سبز نيزدر سال 1383 به سفارش سازمان حفاظت محيط زيست منتشرشان نموده است.

 گياهشناسان ايراني به خوبي بر اين امر واقفند كه دانش جغرافياي گياهي در ميان ساير علوم مرتبط با گياهشناسي در ايران بسيار مهجور وغريب و بعضا بسيار حاشيه اي واقع شده است و كمبود كتابهاي آموزشي و دانشگاهي در زمينه جغرافياي گياهي و عدم دسترسي به منابع پايه اي جغرافي دانان بزرگ گياهي بسيار ملموس است وشايد يكي از عوامل اصلي مهجور بودن اين علم در ايران وخصوصا در نزد دانشجويان گياهشناسي همين امر باشد. البته يكي ديگر از دلايل مطرح شدن مباحث اين علم در سطح دوره هاي تحصيلات تكميلي گياهشناسي است به گونه اي كه بسياري از دانشجويان تا پيش از مقاطع تكميلي با چنين علمي اصلا آشنايي ندارند. تصور مي كنم شايد بهتر باشد كه نظير بسياري ديگر از دروس مثل اكولوژي اين درس نيز در سطح كارشناسي علوم گياهي ارائه گردد.

 در چنين شرايطي، ترجمه كتابهاي پايه اي جغرافياي گياهي يك ضرورت انكارناپذير است كه جناب هنريك مجنونيان و دكتر باريس مجنونيان به اين نياز با ترجمه دو كتاب مفيد از ميكائيل زوهري كه يكي از جغرافي دانان گياهي برجسته در دنياست به حق و به گونه اي شايسته پاسخ گفته اند. هر چند كه ديدگاههاي ژئوبوتانيك زوهري با انتقاداتي اساسي مواجه گشته است و كاستيهايي را نيز در بر دارد اما مطالعه اين كتابهابه منظور آشنايي با اصطلاحات، اصول و خطوط كلي جغرافياي گياهي و دستيابي به يك بينش ژئوبوتانيكي در باب رويشهاي منطقه خاور ميانه و به ويژه ايران بسيار سود مند است. در اين دو كتاب به مباحث فلور، مفاهيم جرافياي گياهي، اقليم و خاك، مناطق و قلمروهاي جغرافياي گياهي، رويشهاي خاورميانه ويژگيهاي اكولوژيكي و جامعه شناختي، كلاسها و جوامع گياهي منطقه خاورميانه و... پرداخته شده است. هنريك مجنونيان كتاب ديگري را نيز با نام جغرافياي گياهي ايران( مجموعه مقالات كاربرد جغرافياي گياهي در حفاظت) در كارنامه خويش دارد كه در اين كتاب به ديدگاههاي ژئوبوتانيك زوهري،

 تاختاجان، وايت، لئونارد، وندلبو، فريتاگ و ... پرداخته شده است. مطالعه اين كتب ارزشمند را به همه دانشجويان گياهشناسي توصيه مي كنم.     

 

 

+ مهناز وفادار ; ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۸ اسفند ،۱۳۸٥
comment نظرات ()

جنگلهاي مانگروـ بخش دوم

مانگروها را مي توان گياهان هالوفيت ناميد. اين گياهان داراي سازگاريهاي فيزيولوژيكي و آناتوميكي جهت رشد در محيطهاي شور هستند.علاوه بر اين در مقابله با اكسيژن و عناصر غذايي كم در خاك، عمل باد و موج و بي ثباتي بستر نيز راهكارهايي را اتخاذ نموده اند. برخي از مانگروها داراي غدد دفع كننده نمك هستند كه اين غدد بر روي برگها مستقر هستند(دو نوع غده نمكي)، برخي ديگر نمك را از طريق ريشه از طريق يك روش اولترا فيلتراسيون دفع مي كنند.به دليل فقدان تبادلات گازي (محيط غرقاب) در بستر رشد، مانگروها بايد ساختارهاي تنفسي ويژه اي را توسعه دهند. يكي از ويژگيهاي بارز مانگروها تشكيل ريشه هاي هوايي است كه به اشكال مختلف صورت مي پذيرد. به عنوان مثال در Avicennia ريشه هاي هوايي به صورت پنماتوفور است كه در واقع نوعي ريشه هوايي است كه از ريشه هايي كه در خاك رشد مي كنند به سمت بالا رشد مي نمايد. اين ريشه ها داراي منافذي هستند كه Lenticel ناميده مي شوند و اكسيژن هوا از طريق اين منافذ به درون گياه وارد مي شود. Rhizophora داراي ريشه هاي هوايي است كه از تنه آن منشا گرفته به سمت پايين رشد يافته ودر خاك مستقر مي شوند. اين ريشه ها علاوه بر ايفاي نقش در تنفس، در استقرار و تثبيت درختان در بستر و هم چنين در برابر عمل امواج كاركرد ويژه اي دارند. به دليل در دسترس بودن محدود آب شيرين در خاكهاي شور، مانگروها ميزان تبخير آب از سطح برگهايشان را از طريق تغيير آرايش برگهاي خود جهت اجتناب از نور شديد آفتاب در نيمروز وهم چنين محدود كردن فعاليت روزنه در برگها كاهش مي دهند. در چنين محيط زيست شوري، مانگروها مكانيسم خاصي را براي كمك به دانه هاي خود توسعه داده اند. بر خلاف بيشتر گياهان كه دانه هاي آنها در خاك جوانه مي زند بسياري از مانگروها زنده زا هستند يعني داراي ويژگي Viviparity مي باشند، به گونه اي كه دانه هاي انها درون ميوه بر روي گياه والد جوانه زده و سپس بر روي خاك افتاده و فرد جديدي را ايجاد مي نمايند.

 

 

+ مهناز وفادار ; ۱:٤٦ ‎ب.ظ ; جمعه ٤ اسفند ،۱۳۸٥
comment نظرات ()

جنگلهاي مانگرو( Mangrove Forests )-بخش اول

 

 

مانگروها گروهي از درختان و درختچه هاي اسكلروفيل پهن برگ هميشه سبز هستند كه در باتلاقها و در امتداد كرانه هاي ساحلي در منطقه جزر و مدي (intertidal) ، در نواحي استوايي وزير استوايي و در مصب رودخانه ها (محل برخورد آب شور و شيرين) بين عرضهاي 25 درجه شمالي و 25 درجه جنوبي رويش دارند. اين گياهان در منطقه جزر و مدي واقع هستند جايي كه خاك، رسوبي، ريز دانه ، غرقاب و شور است. در زمان مد تنها تاج اين درختان از سطح آب فراتر قرار مي گيرد اما در زمان جزر تقزيبا تمام قسمتها بيرون از آب مي باشند. حدود 110 گونه گياهي به عنوان گياهان مانگرو شناخته شده اند كه تنها تعدادي از آنها از مانگروهاي حقيقي به شمار مي آيند. از گونه هاي مهم مي توان به Avicennia marina (حرا، مانگروي سفيد يا خاكستري) و  Rhizophora mangle (چندل يا مانگروي قرمز) اشاره كرد. مانگروها حدود 75 درصد رويشهاي ساحلي را در مناطق استوايي و زير استوايي جهان تشكيل مي دهند و در آسيا، آفريقا، آمريكا و استراليا رويش دارند. تنوع گونه اي در گياهان مانگرو در نيمكره شرقي به مراتب بيشتر از نيمكره غربي است به گونه اي كه بزگترين جنگلهاي مانگرو جهان دربنگلادش و هند واقع هستند.

گونه هاي مانگرو از دود مانهاي گياهي غير مانگرو به صورت مستقل و در زمانهاي مختلفي تكامل يافته اند ودر خانواده هاي متنوعي حضور دارند اما همگرايي تكاملي در بسياري از گونه هاي اين گياهان موجب ايجاد راه حلهاي مشابه جهت مقابله با شوري متغير، خاك فاقد اكسيژن و غرقاب (waterlogged) و تابش شديد خورشيد گرديده است. از نظر شرايط اكولوژيكي، زيستگاهي و اقليمي، فاكتورهاي بسياري در درازمدت يا كوتاه مدت برحيات اين گياهان تاثير مي گذارند كه از مهم ترين انها مي توان به فاكتور هاي: سطح اب، درجه حرارت، شوري، جريانات دريايي، باد و امواج، طوفانها، شيب ساحل، بستر خاك و ناپايداري بستر رشد اشاره كرد. مانگروها نمي توانند در مناطقي كه يخبندان اتفاق مي افتد يا دماي آب به صورت فصلي سرد مي شود دوام بياورند. در برخي مناطق ساحلي، گياهان مانگرو، نوعي منطقه بندي (zonation) را به نمايش مي گذارند كه ناشي از تنوع شرايط زيست محيطي در منطقه جزرومدي و تفاوت ظرفيت تحمل گونه ها در مقابل شرايطي از قبيل سيل و شوري و يا حتي حذف دانه رستهاي انها توسط شكارگران مي باشد. جنگلهاي مانگرو از اجزاء بسيار پرتوليد در زنجيره هاي غذايي مناطق ساحلي هستند و منبع تامين انرژي مي باشند. گياهان مانگرو براي ديگر موجودات هم در بخش هوايي (تاج) و هم در بخش زير آب پناهگاه ايجاد مي كنند به گونه اي كه تاج، آشياني براي پرندگان متنوع نظير پليكانها است وسيستمهاي ريشه اي منحصر به فرد و بسترآنها، زيستگاهي پيچيده را براي جلبك ها، ماهيها، بي مهرگان دريازي از قبيل اسفنجها و صدفها فراهم مي نمايد. برگهاي مانگروها پس از ريزش توسط قارچها و ديگر تجزيه كنندگان مصرف مي شود.علاوه بر اهميت غذايي و زيستگاهي، جنگلهاي مانگرو مناطق پست ساحلي را در زمان طوفان و آبلرزه حفاظت مي كنند و به لحاظ جلوگيري از فرسايش حاصل از امواج وممانعت از انتقال خاك به درون دريا ارزش بسيار دارند. نظير بسياري ديگر از اكوسيستمها، جنگلهاي مانگرو نيز از گزند برنامه هاي توسعه طلبانه بشر در امان نمانده و در بسياري از مناطق، تخريب هاي وسيعي در مناطق ساحلي به منظور استفاده از چوب درختان براي سوخت، تهيه الوار جهت ساخت مسكن يا قايق و حتي توليد عسل صورت پذيرفته است. شايان ذكر است كه در ايران، جنگلهاي مانگرو در مناطق ساحلي جنوب پراكنش دارندكه گونه غالب آنها حرا بوده وبه ميزان كمتر گونه چندل نيز وجود دارد. شهين صفياري در كتاب جنگلهاي مانگروي ايران كه انتشارات موسسه جنگلها و مراتع ايران آن را منتشر گرده به طور مبسوط به اين رويشها پرداخته است.

منابع:

. http://jrscience.wcp.muohio.edu/fieldcourses03/PapersMarineEcologyArticles/MangroveEcologyofFloridaa.html.

http://www.bio.ilstu.edu/Armstrong/bigtree/mangroves/mangrove.htm.

http://www.wikipedia,the free encyclopedia.

http://www.earthislan.org/map/mngec.htm.

http://www.vedamsbooks.com/no37714.htm.

 

 

     

 

 

+ مهناز وفادار ; ٥:٢٢ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳ بهمن ،۱۳۸٥
comment نظرات ()

كوتاه از جغرافياي گياهي (Phytogeography)

 

 

جغرافياي گياهي (Phytogeography) شاخه اي از جغرافياي زيستي (Biogeography) است كه به پراكنش جغرافيايي گونه هاي گياهي مي پردازد. اين علم با همه جنبه هاي پراكنش گياهان از عوامل كنترل كننده پراكنش يك گونه منفرد تا فاكتورهايي كه تركيب جوامع و فلور مناطق مختلف را تحت تاثيرقرار مي دهند سر و كار دارد و در يك جمله دانش مطالعه عوامل طبيعي پراكنش جغرافيايي گياهان است. گياهشناسان مختلف تقسيم بنديهايي را از نظر جغرافياي گياهي براي رويشهاي جهان ارئه كرده اند.. در اين تقسيم بنديها، به واحدهايي به نامهاي  Kingdom، Subkingdom، Region ، Subregion ، Province ، Territory و ... بر مي خوريم.  يكي از تقسيم بنديهاي مهم را آرمن تاختاجان ، گياهشناس بزرگ ارائه كرده است. طبق ديدگاه تاختاجان، رويشهاي جهان به ششKingdom ، هشت Subkingdom، سي و پنج  Region و صد و پنجاه و دو Province تقسيم مي شود.

Holarctic Kingdom,Palaeotropic Kingdom,Neotropic kingdom,Cape kingdom,Australian Kingdom,Antarctic Kingdom

 

برخي اصطلاحات جغرافياي گياهي  

 

Kingdom : توسط سطوح بالاي خانواده ها، زير خانواده ها و طايفه هاي بومي (اندميك) و هم چنين سطوح بالاي اندميسم گونه اي مشخص مي شود.

Region : توسط سطوح بالاي جنسهاي بومي  و اندميسم  گونه اي مشخص مي شود.

Province : توسط سطوح بالاي گونه هاي بومي مشخص مي شود .

منابع :

www.oas.org/dsd/publications/unit/oeao3e/ch13.htm.

www.answers.com/topic/floristic-province.

en.wikipedia.org/wiki/floristic-province.

www.ecocam.com/nature/biomes.html.

 

 

 

 

 

 

 

+ مهناز وفادار ; ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٥ دی ،۱۳۸٥
comment نظرات ()

طبقه بندي آرمن لئونوويچ تاختاجان(Armen Leonovich Takhtadjan)

 

 

آرمن لئونوويچ تاختاجان يكي از گياهشناسان برجسته ارمنستان و يكي از دانشمندان بنام در علوم سيستماتيك، تكامل گياهي و همچنين جغرافياي زيستي در قرن بيستم است. از ديگر علائق علمي او مورفولوژي گياهان گلدار، پالئوبوتاني و فلور قفقاز مي باشد. او درانستيتوي گياهشناسي كومارف در لنينگراد به فعاليت و تحقيق اشتغال داشت و در همان جا بود كه نخستين طبقه بنديش را به سال 1940 در باب گياهان گلدار توسعه داد. طبقه بندي او از ديدگاهي فيلوژنتيكي برخوردار بود. سيستم طبقه بندي او تا اواخر دهه پنجاه براي گياهشناسان غربي ناشناخته بود اما همكاري با گياهشناس بزرگ آمريكايي آرتور كروانكوئيست باعث گرديد كه علاوه بر مطرح شدن طبقه بندي او در غرب، رده بندي كروانكوئيست نيز به واسطه همكاري با تاختاجان و انستيتوي كومارف تحت تاثير قرار گيرد.

در سيستم طبقه بندي تاختاجان، گياهان گلدار به عنوان يك شاخه(phylum or division) در نظر گرفته مي شوند: شاخه ماگنوليوفيتا(Magnoliophyta) . اين شاخه مشتمل بر دو رده(class) است : رده تك لپه ايها(Liliopsida) و رده دولپه ايها(Magnoliopsida) . رده تك لپه ايها شامل اين زيررده ها(subclass) است: 

Liliidae, Commelinidae, Arecidae, Alismatidae, Triurididae, Aridae و رده دولپه ايها شامل اين زيررده هاست:Magnoliidae, Nymphaeidae, Nelumbonidae, Ranunculidae, Caryophyllidae, Hamamelididae, Dilleniidae, Rosidae, Cornidae, Asteridae, Lamiidae. زيررده ها به فوق راسته ها(superorder) ، راسته ها(order) و خانواده ها(family) تقسيم مي شوند. سيستم طبقه بندي تاختاجان مشابه سيستم كروانكوئيست است اما از پيچيدگي بيشتري در سطوح بالاي رده بندي برخوردار است. تاختاجان سيستمي از مناطق رويشي جهان نيز ارائه داده است كه در مجالي ديگر به آن خواهم پرداخت. تاختاجان مولف كتابهاي ارزشمند زير است:

Floristic Regions of the world(1986)

Evolutionary trends in flowering plants(1991)

Diversity and classification of flowering plants(1997)

 

+ مهناز وفادار ; ٧:۱٢ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٩ آبان ،۱۳۸٥
comment نظرات ()

← صفحه بعد